محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

114

اكسير اعظم ( فارسى )

منع كنند و بر زيرباجات شيرين معمول از لحوم حملان اقتصار در زند اگر مزاج متغير به حرارت و تپ نباشد و سبب آن اخلاط رطوبيه باشد . و اگر به سبب يبوست باشد روغن بنفشه تازه شيرين يك ملعقه با شكر طبرزد وقت خواب بدهند و لعاب اسپغول به ماء الشكر بسيار نيم‌گرم و اغذيه مرطبه ملينه مثل شورباى مرغ فربه و طبيخ اسفاناخ و خبازى و زردى بيضه نيمبرشت و استحمام به آب شيرين نيم‌گرم سود دارد . و اگر مانعى نباشد شير تازه با شكر و بى شكر و مسكه و آرد سفيد و شكر نافع و تسعيط بمعدلات مزاج دماغ نمايند و فتيله به روغن گل و سركه تر نموده براى تحليل بخارات مجتمعه در گوش نهند و انجير القطاع صوت را از رطوبت باشد بادخواه از يبوست نافع است و دواء التين بضودنج و استلقا ضعف صوت و بحت او را مفيد است . بحة الصوت يعنى گرفتگى آواز و اسباب او همان است كه مذكور شد و بعضى من جمله اسباب مذكوره شش سبب يعنى نزله حار و سوء مزاج حار ساذج حنجره و بارد ساذج حنجره و سود مزاج رطب و يابس حنجره و قصبه و صياح شديد براى بحت الصوت بيان كرده‌اند . و جرجانى گويد كه اسباب آن انواع سوء مزاج باشد و رنج و ماندگى و آواز بسيار و بيدارى شب و تناول طعامهاى خشك و آماس حوالى حنجره . و شيخ مىفرمايد كه گاهى بحت الصوت به سبب تعب آلات تصويت بنا بر حدوث اعيا به آنها و يا سبب ورم و كشيدگى در اين آلات و مجاور او در حارت طعام عارض شود و گاهى به سبب برد مخشن دحر مفرط كه منحرف گردانند مزاج را و سهر و اوديه و اغذيه مخثنه و كثرت صياح و تجلب بلد و سيلان او بطبقه مغشيه حلق و حنجره افتد . و گويند كه گاهى به سبب فساد ريه بود چنانچه مجذومين را عارض شود . و به قول بقراط بحوحت كه به مشايخ عارض گردد زائل نشود و چون صيف شمالى يابس و خريف او جنوبى با باران باشد بحوحت در آن بسيار حادث شود و چون صاحبان بحت الصوت را دوالى ظاهر گردد اكثر از اسباب صلاح صوت بود . . بالجمله تشخيص اسباب او چنان بايد كرد كه اولا دريافت نمايند كه بحت با مرضى ديگر مثل جذام يا ورم اعضاى حلق خنك يا صدر يا رياح يا زوال فقار يا ورم امتلاد نفخ معده يا كبد يا طحال هست يا نه اگر باشد سببش همان مرض بود و الا حال تقدم وقوع ضربه يا سقطه يا قطع لهات بپرسند اگر اقرار آن كند سببش همان باشد و الا از مريض بپرسند كه خشونت در حلق معلوم مىشود يا نه اگر اقرار نمايد حال احساس نفخ و دغدغه در گلو و سرفه و ديگر آثار نزله حاد نيز دريافت نمايند اگر باشد سببش نزله مار بود . و اگر آثار نزله يافته نشود و نبض صغير و صلب وقار دره صاف باشد و آواز صغير و تيز و وجع در حنجره بود و تقدم وقوع حميات حاده يا ملاقات غبار و دخان يا استعمال اشياى حاره حريفه چون ثوم و خردل و مانند آن اتفاق افتد سپس خشكى حنجره باشد . و اگر سواى خشونت و تقدم حميات حاده عوارض ديگر نباشد و تشنگى مفرط بود سببش حرارت حنجره باشد . و اگر سواى خشونت اقرار تقدم حميات نيز نكند پس ملاحظه نمايند اگر موسم سرما و هنگام هواى سرد باشد يا آب يخ و برف و تگرگ خورده باشد سببش برودت حنجره بود و الا حال تقدم كثرت آواز قوى بپرسند اگر اتفاق آن شده باشد سببش كثرت صياح باشد ور نه حال تقدم بيدارى بسيار بپرسند اگر باشد سببش همان باشد . و اگر مريض اقرار خشونت حلق نكند بلكه گرانى در حنجره بى درد بيان كند و كثرت آب دهن بود و پيش از آن استعمال مرطبات كرده باشد سببش رطوبت حنجره بود . علاج : تدارك اين مرض به سرعت نمايند و اگر از ديگر تدابير فائده نشود و احتياج تنقيه ببينند حسب غلبه خلط تنقيه كنند و كرنب هر چونكه استعمال نمايند و كذا ميعه مطلقا نافع . و از دخان و غبار و اشياى حامض و مالح و خشن و حريف احتراز ورزند مگر آنكه اراده تقطيع باشد كه در اين وقت به ادويه لينه رطبه مخلوط كرده استعمال نمايند و بادنجان و خصوصا خام و رائب و انگور بالخاصيت بحة الصوت پيدا كند پس اگر از نزله حار باشد هر چه بهر نزله حار مذكور شد استعمال كنند . و ايضا براى منع نزله ادويه مخدره مثل و ياقوذا و شربت توت و به و حبوب نزله و لعوقات حابس نزله خوردن و يا شيره تخم خشخاش بشربت نيلوفر يا شربت عناب نوشيدن و پوست خشخاش و عناب و تخم كاهو و خرفه و عدس جوشانيده اندكى نشاسته و صمغ عربى آميخته غرغره كردن و اطليه و نطولات مغلظ مواد بر سر استعمال نمودن نافع است و غرغره گلنار يك مثقال پوست خشخاش عدس گل سرخ هر يك دو مثقال بزر البنج نيم درم در آب جوشانيده معمول علوى خان است و يا سپستان پانزده دانه بهدانه سه ماشه جوشانيده شيره مغز تخم هندوانه نبات سفيد داخل كرده بنوشند و يا بهدانه سه ماشه چاى خطاى باديان خطائى هر يك چهار ماشه در عرق شاهتره ده توله جوشانيده شيره مغز بادام شيرين شش ماشه نبات داخل كرده صمغ عربى كتيرا يك يك ماسه سوده پاشيده نبوشند و يا عناب پنج دانه اصل السوس تخم خطمى هر يك چهار ماشه جوشانيده نبات توله داخل كرده بنوشند و از پوست خشخاش عنب الثعلب